تبليغاتX
اگه می شد بمونی عزیز جونم می شدی
سایت شخصی فرهاد عطایی

مـــنو اصلــی

اگه می شد بمونی عزیز جونم می شدی
اونقده خوب می شدم توام دیونم می شدی
مثل ماه مهربون می ذاشتمت كنج دلم
شب و روزم می شدی، چراغ خونم می شدی
حالا بی تو بی سرانجام
بدجوری خسته و تنهام
تو شدی شكل نفسهام
توی بیداری تو رویام
تو رو می خوام تو رو می خوام
تو رو می خوام
اگه مال من بودی هیچی خرابم نمی كرد
غصه از حسودی می مرد دیگه آبم نمی كرد
اگه می شد تو چشات همیشه زندونی بشم
دیگه هیچ زمزمه ای اسیر خوابم نمی كرد

اگه می شد بمونی زار و پریشون نبودم
مثل ابرای بهار همیشه گریون نبودم
اگه می شد بمونی پرنده بودم تو هوات
اونقده پر می زدم كه جون بگیرم تو چشات

(مدیریت سایت:فرهاد عطایی)

مــوضوعـــات

لینــــک های اصلــی

آرشـــیو مطالـــب
هفته چهارم مهر 1390
هفته سوم مهر 1390
هفته دوم شهریور 1390
هفته اوّل خرداد 1390
هفته دوم اردیبهشت 1390
هفته چهارم فروردین 1390
هفته چهارم اسفند 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته چهارم دی 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته دوم آذر 1389
هفته سوم آبان 1389
هفته چهارم مهر 1389
هفته سوم مهر 1389
هفته اوّل مهر 1389
هفته سوم شهریور 1389
هفته چهارم مرداد 1389
هفته سوم مرداد 1389
هفته دوم مرداد 1389
هفته اوّل مرداد 1389
هفته سوم تیر 1389
هفته دوم تیر 1389
هفته چهارم خرداد 1389
هفته دوم خرداد 1389
هفته چهارم اردیبهشت 1389
هفته سوم اردیبهشت 1389
هفته دوم اردیبهشت 1389
هفته چهارم فروردین 1389
هفته سوم فروردین 1389
هفته دوم بهمن 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385

امـــکانـــات

بازدید کننده گرامی خواهشمند است از آرشیو سایت هم بازدید نمایید...با تشکر فرهاد عطایی


حضور حامد بهداد و محمد رضا گلزار در قهوه تلخ
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

baba eti baba shah حضور حامد بهداد و محمد رضا گلزار در قهوه تلخ

بابا اتی در مصاحبه ای میزان دست مزد خود و حضور احتمالی سوپر استارهایی چون حامد بهداد و محمد رضا گلزار را در مجموعه قهوه تلخ را توضیح داد…

 صحبت‌هایی شنیده می‌شود که ستاره‌هایی مثل حامد بهداد یا محمدرضا گلزار قرار است در قهوه تلخ بازی کنند تو که از نزدیک در جریان بودی بگو که این موضوع واقعیت داشت یا در حد یک شایعه بود؟ 

چیزی بین بازیگران وجود دارد که می‌گویند تا جلوی دوربین نرفتیم، هیچ قراردادی با جایی نداریم! یعنی حتی بازیگری هم تست گریم هم شده باشد، تا وقتی جلوی دوربین قرار نگیرد عضوی از آن پروژه نخواهد بود.

در مورد این سوال باید بگویم که من هم این صحبت‌ها را شنیدم اما ندیدم کسی از این اسامی که گفتید جلوی دوربین قرار بگیرد.

یعنی حتی به دفتر تهیه کننده هم نیامدند؟

چرا آقای گلزار با آقای گلیان جلساتی داشتند. اما فکر نکنم موضوع این جلسات به قهوه تلخ مرتبط باشد، چون آقای گلیان غیر از قهوه تلخ کارهای دیگری هم در دست تولید داشتند و دارند.فکر می کنم محمدرضا گلزار برای یک کار سینمایی به دفتر قهوه تلخ آمد و در آن فیلم هم بازی کرد.

 بهداد و رادان چطور ؟ آنها هم به دفتر آقا گلیان آمدند؟

به هر حال دوستان لطف دارند و هر از چند گاهی سرلوکیشن ما می آیند.حامد بهداد یا بهرام رادان بارها به ما سرزده اند و با هم ملاقات داشته ایم؛ اما اینکه در مورد حضور در این کار با آنها صحبتی شده یا نه را واقعا در جریان نیستم.

شنیدم که بازیگران قهوه تلخ زیاد از شرایط مالی کار رضایت ندارند، درست است؟

بگذار وارد این بحث نشویم. چون مدیری همیشه سعی داشته و دارد که کار در یک فضای آرام و با آرامش پیش برود و ما هم در این راستا به ایشان کمک می کنیم، تا این آرامش بهم نخورد.

پس سوالم را جور دیگری مطرح می کنم پولی که از قهوه تلخ می گیری نسبت به دریافتی که از کارهای دیگر داشتی و یا داری چه وضعیتی دارد؟

حقوق من در قهوه تلخ خیلی کمتر از کارهایی دیگری است که در آنها بازی کرده‌ام.

چه انگیزه ای باعث شد که زیر قیمت با این پروژه همکاری کنی؟

شکل کار و صاحب کار!این ۲ دست به دست هم می دهند، من با وجود دستمزد کم انگیزه بازی داشته باشم. شکل و نوع کاری که مهران مدیری انجام می دهد به نحوی است که هیچ کس دیگر در ایران نمی تواند انجام دهد. این نوع کمدی، کاریکاتور و فانتزی را فقط مدیری می تواند به خوبی و در این ابعاد انجام دهد. شاید به این دلیل است که مردم از کارهای مهران مدیری اینقدر استقبال می کنند.صاحب کار هم که مهران مدیری است که در طنز یک آدم شناسنامه دار و صاحب سبک است.



تصاویری از برج میلاد و شهر تهران در یک بازی ضد ایرانی
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
در جدیدترین تریلری که از بازی بتلفیلد ۳ با نام عملیات گیوتین یا Operation Guillotine توسط الکترونیک آرتز منتشر شده است سربازان آمریکایی با آسودگی خاطر! از تپه‌های عباس آباد به سوی تهران سرازیر شده و در نمایی برج میلاد هم دیده می‌شود.

به گزارش جهان به نقل از لینک ارسالی خوانندگان از وبلاگ فارنت، تریلر با پیشروی و درگیری سربازان آمریکایی در خیابانهای تهران و شلیک یک آرپی جی از هتلی به نام تهران به سوی سربازان پایان می‌پذیرد.

 

تصاویری از برج میلاد و شهر تهران در یک بازی ضد ایرانی


تصاویری از برج میلاد و شهر تهران در یک بازی ضد ایرانی

تصاویری از برج میلاد و شهر تهران در یک بازی ضد ایرانی



ترانه علیدوستی با یک تاجر مقیم انگلیس ازدواج کرد!!
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
ترانه علیدوستی با یک تاجر مقیم انگلیس ازدواج کرد!!

ترانه سینمای ایران این روزها بعد از گذشت 10 سال از اکران «من ترانه 15 سال دارم» دوباره با فیلمی از رسول صدر عاملی «زندگی با چشمان بسته» روی پرده سینماها خودنمایی می کند.

اما زندگی او بر خلاف آخرین فیلمش، غمگین نیست؛ بلکه شاد و پر از خنده، شادی، نقل و نبات است. ترانه علیدوستی اواخر تیرماه جشن نامزدی اش را برگزار کرد و ترانه عشق و شادی را نواخت. او تابستان پر از جشن و شادی را می گذراند.

شادی جشن نامزدی به همراه شادی اکران «زندگی با چشمان بسته» که سه سال در انتظار مجوز نمایش بود، حضور دوباره در فیلم پدر سینمایی اش رسول صدرعاملی و شادی برگزاری جشن بزرگداشت برای «ترانه» از سوی فیلمیران و... همه و همه تابستان داغ و خاطره انگیزی را برای عروس خانم ما رغم زده است.

هر چند این روزها برای این که در کنار نامزدش علی منصور باشد، ایران نیست و به انگلستان رفته. عروس 28 ساله ما شش هفت سالی از آقا داماد کوچک تر است. امیدواریم سکونت این businessman موفق در لندن باعث دوری ترانه از سینمای ایران نشود.

این زوج جوان مراسم نامزدی شان را در خانه مادر داماد در ولنجک برگزار کردند و مشغول سپری کردن روزهای تکرار نشدنی دوران نامزدی هستند.



روزه
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

شعر
طنز ماه رمضان



خطوط روی لباس
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
خطوطی که روی لباس حسنی مبارک است، در نمای نزدیک نام اوست که با حروف لاتین روی لباسش نقش بسته است.

کت و شلوار عجیب حسنی مبارک  (عکس)  www.taknaz.ir



اتوبوس سرویس مدارس
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
اتوبوس سرویس مدارس در ژاپن
taknaz.ir at site
taknaz.ir at site
taknaz.ir at site


اتوبوس سرویس مدارس در پاکستان


بدون شرح
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
319133_276829072345779_211872075508146_1053797_186615476_n.jpg


به خدا قسم
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
به خدا قسم شکستم زیر سنگینی حرفات

تو رها از دل زارم ، من تو فکر دل تنهات

به خدا قسم گناهه دل عاشق و پروندن

تموم هستی من رو با نگاه خود سوزوندن

به خدا قسم همیشه تو خیال تو نشستم

با همه ظلمی که کردی هنوزم عاشقت هستم

منو صدا کن توی خواب بارون

صدات لالایی واسه خواب مجنون

من از خدامه بشنوم صداتو

تا ببوسم سرخی اون لباتو

دشت چشات کویر پر ستاره است

بغض نگات یه ابر پاره پاره است

بزار چشام به شونه هات بباره

تا نفست عطر عشق و بیاره



کافیست یک بار امتحان کنید
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
سوژه های جالب ایرانی

وقتی امکانات نبود
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در


ایول تقلب
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در



«پـَــ نه پــَــ» به ویندوز هم رسید
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
همونطوری که در این عکس میبینید ، بالاخره شرکت ماکروسافت در مقابل اصرار هواداران «پـَــ نه پــَــ» تسلیم شد و گلواژه «پـَــ نه پــَــ» را در بخش حیاتی سیستم عامل ویندوز قرار داد !



استاد و شاگرد
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
استاد: وقتی بزرگ شوی چه میکنی ؟

شاگرد: عروسی استاد:

نخیر منظورم اینست که چی میشوی ؟

شاگرد: داماد

استاد: او ه ه ،منظورم اینست وقتی بزرگ شوی چی حاصل میکنی ؟

شاگرد: زن

استاد: احمق ، وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چه میکنی ؟

شاگرد: عروس میگیرم

استاد: لعنتی ، پدر و مادرت در آینده از تو چی میخواهد ؟

شاگرد : نوه استاد!



مگان،عضو جدید ماشین های پلیس
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

پلیس راه ایران، خودروی جدیدی را به ناوگان خود افزوده است؛ مگان. پلیس های ایران در دو دهه گذشته، خودروهای متعددی را آزموده اند؛ از مرسدس های C و E کلاس تا تویوتا و ماکسیما و 206 و سمند. حتی پراید هم به عنوان خودروی اداری دیده شده است. مگان اما عضو جدید ماشین های پلیس است که از راه های ایران شروع کرده. امروز ناوگانی از 30 مگان پلیس راه، روانه جاده های ایران شد.

 

مرژانو - ماشین جدید پلیس ایران+عکس



بخوان
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
به یک پلک تو می‌بخشم تمام روز و شب‌ها را
که تسکین می‌دهد چشمت غم جانسوز تب‌ها را

بخوان! با لهجه‌ات حسّی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک‌نفس پُر کن به هم نگذار لب‌ها را

به دست آور دل من را چه کارت با دلِ مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحب‌ها را

دلیلِ دل‌خوشی‌هایم! چه بُغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی‌فهمم سبب‌ها را

بیا این‌بار شعرم را به آداب تو می‌گویم
که دارم یاد می‌گیرم زبان با ادب‌ها را



فواید ازدواج برای آقایان
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
فواید ازدواج برای آقایان (طنز)
قابل توجه آقایان عزیز
اگر تازگی های تصمیم به ازدواج گرفته اید
برای انگیزه بیشتر فواید ازدواج رو بخونید ...
.
.
.
قبل از ازدواج:خوابیدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج:بیدار شدن زودتر از خورشید
نتیجه اخلاقی:سحر خیز شدن
 
قبل از ازدواج:رفتن به سفر بی اجازه
بعد از ازدواج:رفتن به حیاط با اجازه
نتیجه اخلاقی:معتبر شدن
 
قبل از ازدواج:خوردن بهترین غذاها بی منت
بعد از ازدواج:خوردن غذا های سوخته با منت
نتیجه اخلاقی:تقویت معده
 
قبل از ازدواج:استراحت مطلق بی جر و بحث
بعد از ازدواج:كار كردن در شرایط سخت
نتیجه اخلاقی:ورزیده شدن
 
قبل از ازدواج:دید و بازدید از اماكن تفریحی
بعد از ازدواج:سر زدن به فامیل خانوم
نتیجه اخلاقی:صله رحم
 
قبل از ازدواج:آموزش گیتار و سنتور و غیره
بعد از ازدواج:آموزش بچه داری و شستن ظرف
نتیجه اخلاقی:همدردی با مردها
 
قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جیبی از پاپا
بعد از ازدواج:دادن كل حقوق به خانوم
نتیجه اخلاقی:مستقل شدن
 
قبل از ازدواج:ایستادن در صف سینما و استخر
بعد از ازدواج:ایستادن در صف شیر و گوشت
نتیجه اخلاقی:آموزش ایستادگی
 
قبل از ازدواج:رفتن به سفرهای هفتگی
بعد از ازدواج:در حسرت رفتن به پارك سر كوچه
نتیجه اخلاقی:امنیت كامل



بابا هنرمند
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

تاکسی های جدید باکو
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در





بازگران در لباس احرام
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

نیوشا ضیغمی و همسرش

نیوشا ضیغمی و همسرش آرش پولادخان در سفر اخیر هنرمندان به خانه خدا در لباس احرام دیده می شوند.



فقط در ایران...
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
فقط در ایرانه که بعد از مراسم ازدواج به عروس و داماد به جای آرزوی خوشبختی انواع راههای کشتن گربه دم حجله را آموزش میدهند.
فقط در ایرانه که اگه دیدی دختری بهت محل نمیگذاره میگن دختره خرابه و…یا پسره معتاد بچه ننه و الی …
فقط در سریالهای ایرانیه که آدم خوباش فقیرند و نماز شب میخونند و به مسجد میرند و آدم بداش پولدارند و دزدند و به هیچ وجه آدمها نمیتونند هر دو خصلت را داشته باشند
فقط یک خواننده زن ایرانیه که این نبوغ را داره که با لباس شب بتونه تو کوه و کمر آواز بخونه
فقط یک پسر ایرانیه که بعد از ازدواجش تازه بیاد دوران شیرخوارگیش میوفته و به مادرش وابسته میشه
فقط در ایرانه که زارا و منگو با برندهایی چون شنل و گوچی برابری میکنه
فقط یک فروشنده ایرانیه که اگه وارد فروشگاه بشی و مثلا یک پیراهن را ازش بخوای بیاره تا پرو کنی میگه اگه میخریش بیارمش
فقط در ایرانه که بعد از یک تصادف ساده ممکنه قتل اتفاق بیوفته
فقط خانمهای ایرانی هستند که دچار عارضه پوستی هستند و رنگ پوست صورت با گردنشون ۶ درجه فرق میکنه
فقط در ایرانه که داشتن زن با ۷،۸ تا دوست دختر امری اجتناب ناپذیره
فقط در عروسی ایرانیه که تعداد بچه ها از تمام میهمانها +خدمه بیشتره

فقط یک مرد ایرانیه که مامانش را از زن و بچش بیشتر دوست داره
فقط در رستوران ایرانیه که تو بجای معاشرت با کسایی که باهاشون اومدی بر و بر میز روبروت رو نگاه میکنی
فقط در یک فست فود ایرانیه که موزیک ترانس یا هاوس پخش میکنه و مشتری را دچار سو هاضمه میکنه
فقط یک خانم ایرانیه که توی سوپر مارکت، سلمونی، مهمونی، صف مرغ و تخم مرغ کفش پاشنه ۲۵ سانتی میپوشه
فقط در ایرانه که توی مهمونی آدمها بجای معاشرت کردن و شاد بودن فقط بهم نگاه میکنند و حتی یک کلمه با هم حرف نمیزنند
فقط در ایرانه که تا یه مهمون خارجی میاد سریع میبرندش تخت جمشید و نقش رستم تا بگن ما کی بودیم انگار که ما کی هستیم حساب نیست
فقط یک پدر بیچاره ایرانیه که مجبوره خرج بچه هاشو تا زنده است بده بعد هم بگن بیچاره سنی نداشت سکته کرد

فقط در ایرانه که ابروی دختراش ۶ خط بالاتره

فقط در ایرانه که اگه با بچه تون خیابون راه میری مردم به نشونه مثلا دوست داشتن یا نیشگونش میگیرن یا دستای کثیفشونو به پوست بیچاره میمالند و یا بدون اجازه بهش شکلات میدن

فقط یه دختر ایرانی این استعداد را داره که توی گرمای تابستون چکمه میپوشه و توی سرمای زمستون صندل
فقط یک ایرانیه که توی رستوران بعد از خوردن غذاش درخواست ظرف یکبار مصرف میده تا ۲ لقمه باقیمونده غذاشو ببره خونه چون فکر میکنه پول داده
فقط یک ایرانیه که باز هم تو رستوران سالاد بار را شخم میزنه و قبل از اردو دادن سیر میشه
فقط یک پدر و مادر ایرانی هستند که چه بچشون ۴ سال داشته باشه چه ۴۰ بازم این اجازه را دارن که حتی به آب خوردن بچشون نظارت کامل داشته باشن
فقط ایرانیها هستند که معتقدن که هنر فقط و فقط نزد خودشونه
فقط ایرانیها هستند که در فروگاهها یه ۴۰/۵۰ کیلو اضافه بار دارن
فقط یک خانم ایرانی میتونه که در یک استخر هتل ۵ ستاره با گن و لباس زیر بیاد تو آب چون فکر میکنه هر گردی گردوست

فقط ایرانیها هستند که باز هم در رستوران همون هتل دوربین بدست از غذا و همه توریستهای دیگه در حال خوردن غذا بدون اجازه فیلم میگیره تا به همه بگه من کجا بودم

فقط در ادارههای دولتی ایرانه که هیچ وقت حق با مشتری نیست و هریک از کارکنان ۵ ساعت مشغول نماز و عبادت اونهم در ساعتهای کاری هستند و در ضمن به نشانه خاکی بودن کفشهاشونو زیر میز پارک میکنند و با دمپایی در اداره میچرخه



بوتر بسیار قوی همراه با آموزش
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
به درخواست یکی از بازدید کنندگان سایت (امین) یک بوتر بسیار قوی همراه با آموزش برای شما آماده کردم.این برنامه ای که میبینید یک برنامه همه کاره یاهو است که امکانات آن به شرح زیر است:
1-دیدن و سیو کردن اواتار ایدی مورد نظر،
2-با خبر شدن از روشن یا خاموش بودن وبکم فرد مورد نظر،
3-دیدن پروفایل شخص مورد نظر،
4-باخبر شدن از آنلاین بودن یا آفلاین بودن فرد مورد نظر(حتی اگر  شخص خود را  invisable کرده باشد)
5-قفل کردن ایدی هر کسی که میخواید به راحتی

6-دیسکانکت کردن ایدی به صورت های مختلف

بعد از اجرا Activat را زده منتظر بمانید سپس open را بزنید

دانلود | برنامه  با لینک مستقیم (1 mb)

دانلود | اموزش برنامه با لینک مستقیم (116 kb



عکس هایی از مجسمه های شخصیت های معروف در موزه مادام توسو واقع در لندن
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب . . .

عكس هاي دختري كه شبيه عروسك است!!
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در




رقابت برسرپوشش بدن با زنبور
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در



مقایسه دختران دیروزی و امروزی
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

۱-ورزش مورد علاقه: لی لی                                                 ایروبیک و یوگا

۲-ماشین مورد علاقه: پیکان زرد قناری                                    ماکسیمای سفید

۳-تفریح منفی:سبزی پاک کردن سر کوچه                               قرار مدار تو کافی شاپ

۴-معیار انتخاب همسر: رسیدن دست پسر به دهانش               خوش تیپ و باکلاس

۵-چه سازی رو دوست دارن: ارگ                                            گیتار

۶-راه خرج کردن پول: تهیه جهیزیه                                           خرید لباس و ادکلن

۷-رنگ مورد علاقه: سفید                                                      مشکی و رنگ سال

۸-خواننده مورد علاقه: علیرضا افتخاری                                    علی تکتا و مجید خراطها

۹-بازیگر مورد علاقه: جمشید هاشم پور                                   سیاوش خیرابی

۱۰-فوتبالیست مورد علاقه: نمیشناسن                                   ارش برهانی و فرهاد مجیدی

۱۱-غذای مورد علاقه: قرمه سبزی و اش                                   پیتزا و هات داگ

۱۲-تکیه کلام اونا: راست میگی                                              ببیییییییییییییییییین

۱۳-اولین خریدشون با اولین پول: چرخ خیاطی                           کارت شارژ و عینک افتابی



مقایسه پسران دیردزی و امروزی
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
۱-نوشیدنی مورد علاقه : کوکای سیاه                                     نسکافه و رانی

۲-ورزش مورد علاقه : کباده زنی                                             بیلیارد و فوتبال

۳-ماشین مورد علاقه:پیکان گوجه ای                                      مرسدس بنز شیش در

۴-لباس پوشیدن : شلوار پاچه تفنگی                                    شلوار لی تنگ

                         پیراهن چارخونه درشت قهوه ای                   کفش نبوک و تیشرت یقه گرد

                         کفش قیصری و کت چاک وسط                     اجق وجق

۵-تفریح منفی :کفتر بازی                                                    گیم نت و پارتی

۶-شغل مورد علاقه:کارمند                                                   برن از دبی رینگ اسپرت بیارن

۷-معیار انتخاب همسر:سنگین باشه                                     تو دل برو باشه

۸-نحوه گریم : مو فرفری پشت بلند-سبیل چخماقی                 موهای سیخ سیخی و فشن

                   ریش تراشیده-ابرو پیوند                                   ریش بزی - ابرو تیکه انداخته

۹-ساز مورد علاقه : تمبک                                                  گیتار الکترونیک

۱۰-پاتوقشون : قهوه خونه                                                  دم دبیرستان دخترانه و پارک ملت

۱۱-تکیه کلامشون : چی داداش؟                                         کی ؟ من ؟

۱۲-خواننده مورد علاقه :محمد اصفهانی                                یاس و امید علومی

۱۳-ورزشکار مورد علاقه : تختی                                           رافائل نادال و مسی

۱۴-الگوی زندگی : پدر بزرگ                                                بر و بچز

۱۵-غذای مورد علاقه : آبگوشت                                           برگر و پیتزا پپرونی



رنگ سال 90 اعلام شد
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
کمپانی Pantone  رنگ سال ۲۰۱۱ را اعلام کرد:
کمپانی Pantone یکی از معتبرترین کمپانی های آرایشی بهداشتی است که برای طراحی و دنیای مد استانداردهای رنگی تعیین می کند. این کمپانی امروز اعلام کرد که رنگ سال ۲۰۱۱ ، رنگ امسال ترگیبی زیبا از قرمز و صورتی است و میتواند با کمرنگ و پررنگ شدن به قرمز و صورتی های زیبایی تبدیل شود.
رنگ سال 2011


وقتی خانم ها به سربازی بروند
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
صبحگاه: فرمانده: پس اين سربازه ها (بجاي واژه سرباز براي خانمها بايد بگوييم سربازه !) 
کجان؟ 
معاون: قربان همه تا صبح بيدار بودن داشتن غيبت ميکردن 
ساعت 10 صبح همه بيدار ميشوند... 
سلام سارا جان 
سلام نازنين، صبحت بخير 
عزيزم صبح قشنگ تو هم بخير 
سلام نرگس 
سلام معصومه جان 
ماندانا جون، واي از خواب بيدار ميشي چه ناز ميشي 
... 
صبحانه: 
وا...اقاي فرمانده، عسل نداريد؟ 
چرا کره بو ميده؟ 
بچه ها، من اين نون رو نميتونم بخورم، دلم نفغ ميکنه 
آقاي فرمانده، پنير کاله نداري؟ من واسه پوستم بايد پنير کاله بخورم 
... 
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (ديگه تقريبا شده ظهرگاه) 
فرمانده: همه سينه خيز، دور پادگان. بايد جريمه امروز صبح رو بديد 
وا نه، لباسامون خاکي ميشه ... 
آره، تازه پاره هم ميشه ... 
واي واي خاک ميره تو دهنمون ... 
من پسر خواهرم انگليسه ميگه اونجا ... 
... 
ناهار 
اين چيه؟ شوره 
تازه، ادويه هم کم داره 
فکر کنم سبزي اش نپخته باشه 
من که نمي خورم، دل درد ميگيرم 
من هم همينطور چون جوش ميزنم 
فرمانده: پس بفرماييد خودتون آشپزي کنيد! 
بله؟ مگه ما اينجا آشپزيم؟ مگه ما کلفتيم؟ 
برو خودت غذا درست کن 
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمي کنم، حالا واسه تو.. 
چون کسي گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسي ناهار نخورد 
... 
بعد از ناهار 
فرمانده: کجان اينا؟ 
معاون: رفتن حمام 
فرمانده با لگد درب حمام را باز ميکنيد و داد ميکشد ، اما صداي داد او در ميان جيغ سربازه ها گم ميشود... 
هوووو....بي شعور 
مگه خودت خواهر مادر نداري... 
بي آبرو گمشو بيرون... 
واي نامحرم... 
کثافت حمال... 
(کل خانم ها به فرمانده فحش ميدهند اما او همچنان با لبخندي بر لب و چشماني گشاده ايستاده است!!) ... 
بعد از ظهر 
فرمانده: چيه؟ چرا همه نشستيد؟ 
يه دقيقه اجازه بده، خب فريبا جان تو چي ميخوري؟ 
جوجه بدون برنج 
رژيمي عزيزم؟ 
آره، راستي ماست موسير هم اگه داره بده ميخوام شب ماسک بزنم. ... 
شب در آسايشگاه 
يک خانم بدو بدو مياد پيش فرمانده و ناز و عشوه ميگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتين؟ 
فرمانده: بله بسيار زياد! 
خب حالا واسه اينکه دوباره دوست بشيم بياييد تو آسايشگاه داره سريال فرار از زندان رو نشون ميده، همه با هم ببينيم 
فرمانده: بريد بخوابيد!! الان وقت خوابه!! 
فرمانده ميره تو آسايشگاه: 
وا...عجب بي شعوري هستي ها، در بزن بعد بيا تو 
راست ميگه ديگه، يه يااللهي چيزي بگو 
فرمانده: بلندشيد بريد بخوابيد! 
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند 
فرمانده: ببينم چيکار ميکنيد؟ 
واستا ناخوناي پاي مهشيد جون لاکش تموم بشه بعد ميريم. 
آره فري جون؛ صبر کن اين يکي پام مونده 
فرمانده: به من ميگي فري؟؟ سرباز! بندازش انفرادي. 
سرباز: آخه گناه داره، طفلکي 
مهشيد: ما اومديم سربازي يا زندان! عجب


گفتگوی دختر و پسر
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در
طنزدختر و پسر
 
 
پسر : سلام عزیزم !! 

دختر : زهر ما , خفه شو !! 

پسر : خانمی اجازه هست من رو مخ شما کار کنم !! 

دختر : خفه شو !! عوضی !!
 
پسر : دستت درد نکه , چه با ادب !!! 

دختر : خفه شو !! 

پسر : عزیز ساعت چنده ؟؟
 
دختر : خفه شو !! 

پسر : دیگه دوستم نداری ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر : تو بم قلبم زلزله اومده !!! کمکم میکنی ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر : حتی یه لحظه , یه لحظه پیشم بمون !! 

دختر : خفه شو !! 

پسر : مگه دوستم نداری ؟؟ پس چرا تنهام می زاری ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر : I LOVE YOU 

دختر : خفه شو !! 

پسر : بی وفا دیگه دوستم نداری ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر : شماره تلفنت را میدی ؟؟
 
دختر : خفه شــــــ 091.16.43.8 ــــــــو !! 

پسر : ID چی ؟؟ اونم نمیدی ؟؟ 

دختر : خفه شــــye_boos_bide_dar_rah_khoda@yahooــــ ــو !! 

پسر : یعنی اصلآ دوستم نداری ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر : پس چرا تنهام نمیزاری ؟؟ 

دختر : خفه شو !! 

پسر :یه چی بگم !!! (( لطفآ )) 

دختر : خفه شو !! 

پسر :با من ازدواج کن !!! 

دختر : جدی میگی !!!!!!!!!! 

پسر : خفه شـــــــــــــــــــــ ــــــــو !!!!!!!!!!!!


تفاوت زنان و مردان
نوشته شده توسط فرهاد عطایی در

دختر پسر

.

!!!!فقط بخون و مقایسه کن!!!!

قهوه تلخ:
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال قهوه تلخ شروع به پخش می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای جهانگیر شاه دو لو را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.

دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش “خرچنگ غورباقه” استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به “ی” ها و “ن” ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.

حمام:
یک مرد حداکثر ۶ قلم جنس در حمام خود دارد – مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.

خواروبار:
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد.

بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی ۴ ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.

گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.

آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند — آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان…

تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.

آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: “فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و “میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.”

پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است.

فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.

لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.

شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.

عروسی:
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد “مراسم جشن” صحبت میکنند، مردان درباره “میهمانی های دوران مجردی.”

اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند.

با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند.

نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی،

هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.